الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
9
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
صغريات روح و ارزش مىبخشد و بدون آن وجود صغريات كالعدم است ، در مباحث حجت بيان مىشود . در يك كلام ، نتيجهء مباحث مقصد اول و دوم ، تحصيل صغرا و نتيجهء مباحث مقصد سوم ، تحصيل كبراى كلى است و اين دو به ضميمهء هم ما را به مقصد اصلى يعنى استنباط احكام شرعيه مىرسانند . دو مثال : الف . در مباحث الفاظ به اثبات رسانديم كه مشتقات ظهور در ما تلبس بالمبدأ فى الحال دارند و يا صيغهء افعل ظهور در وجوب دارد . در مباحث حجت ثابت خواهيم كرد كه « كل ظاهر حجه » ؛ سپس اين كبرا را به آن صغريات منضم ساخته و مىگوييم : صيغهء أفعل ظهور در وجوب دارد ( صغرا ) ، و هر ظاهرى حجت است ( كبرا ) پس ظهور أفعل در وجوب حجت است ( نتيجه ) . سپس اين استدلال را به عنوان مشعلى فروزان و نورافكنى قوى به دست گرفته و به سراغ آيات و روايات مىرويم و هرجا مصداق آن را يافتيم ، تطبيق نموده و نتيجه مىگيريم . ب . در مباحث عقليه ثابت كرديم كه عقل به وجود ملازمه ميان حكم عقل به حسن عدالت حاكم است و يا قبح ظلم و ميان حكم شارع به وجوب اين امور ( در باب مستقلات عقليه ) ؛ يا عقل به اينكه ملازمه هست ميان وجوب مقدمه شرعا با وجوب ذى المقدمه شرعا حاكم است و يا عقل مىگويد : بين وجوب شيئى شرعا و حرمت « ضد » آن شرعا « غير مستقلات » ملازمه است و در مباحث حجت ثابت خواهيم كرد كه اين حكم عقلى حجت است يعنى مىتوانيم از طريق ملازمه حكم شرعى را - كه لازم است - استكشاف نموده ، سپس اين كبراى كلى را به آن صغريات ضميمه كنيم ، و نتيجه مىگيريم : وجوب شرعى عدل ، حرمت شرعى ظلم وجوب شرعى مقدمه حرمت شرعى ضد و . . . نكتهء ششم : حال كه با اهميت و ارزش زيربنايى اين مباحث آشنا شديم ، بر خود فرض و لازم مىدانيم كه بهطور مستقصى و همهجانبه دربارهء اين مسئله گفتگو نماييم و تمام امورى كه علماى اسلام اعم از شيعه و سنى در طول تاريخ به عنوان منابع فقه و تشريع اسلامى پذيرفتهاند عموما يا خصوصا مورد بررسى و كنكاش علمى قرار